خرید بک لینک
یک روز صبح

قبل از اینکه به آینه چشم بدوزی

تلفن همراهت را بردار و سلامم کن !

و به رسم عادت شیرین گذشته ...

عکس خواب آلودت را برایم بفرست !

مگر می توانم قربان صدقه ات نروم ؟؟!

قول میدهم !!

هیچ چیز به روی خودم نیاورم !

و انگار که همین دیشب

خیلی بی حاشیه و صمیمانه به هم شب بخیر گفته ایم !

خیالت راحت !

من آنقدر دلتنگم که یادم می رود چه بلایی سرم آوردی ...

علی سلطانی

.

.

.

.

معصوم نوشت : مرداد از نیمه گذشت و آوار شد بر سرم ... خدا میدونه چی به سر دلم اومد

اوج مرداد تنمو میلرزونه این وقتا هیچوقت یادم نمیره ...

آه شعر تازه ام

چشام همچنان میسوزه ...

برچسب: نویسنده: رها هاشمی تاريخ: چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت: 0:28

صفحه بندی