
عاشقان همه خوابند در این موقع شب بی گمان یک دل ویران شده از عشق فقط بیدار است ... . . . معصوم دیگر پی نوشتی ندارد .......
ادامه مطلب
بعد تر ها !وقتی موهای جو گندمی ات را از پیشانی ات کنار میزنی...و قرص های رنگارنگت را به ضرب آب پایین میدهی ...وقتی با کسی که عادت کرده ای به بودنش...کنار شومینه ی رنگ و رو رفته ی خانه مینشینیو به جای دوستت دارم،از پا دردت شکایت میکنی...! وقتی برای بار هزارم سریالی را تماشا میکنی...وقتی دیگر برایت فرقی نمیکند موهایت سپید باشنديا سياه! مشکی شیک باشد یا هر رنگ دیگری!وقتی پسر بزرگترت...روز مادر/ روز پدر برایت صندلی نماز می آورد! متوجه خواهی شد:که زندگی آنقدر ها ارزش نداشت... که برای به دست آوردن کسی که دوستش داشتی نجنگی!که برای آرزو هایت تلاش نکنی! به زودی وارد روزمرگی هایت خواهی شد...به زودی وارد روزی میشوی که آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی ات رو به روی پنجره ی خانه نشسته ایو چای مینوشی ...و ...
ادامه مطلب